نگاهی برنمایش شوایک سرباز ساده دل به نویسندگی وکارگردانی حمیدرضا نعیمی

حمید رضا نعیمی در این نمایش شوخی های شوایک را که وسوسه قدم زدن در خیابان های پراگ وفروش سگ هایش را دارد تبدیل به تراژدی تلخ اما قابل تاملی می کندو این را به مخاطبش می گوید که شوایک شیرین عقل در واقع عقل کل این جماعت بود

جواد اسماعیلی: بی شک حمیدرضا نعیمی را می توان به عنوان یکی ازچند نمایشنامه نویس مخاطب پسند چند سال اخیر تئاتر ایران نام برد؛نویسنده نمایشنامه ایی همچون سقراط که در طول اجراهای خود آمار قابل قبولی از تعداد تماشاگر تئاتر و تعداد اجرای صحنه را ثبت کرد که این مهم می تواند به خودی خود امتیازی مثبت در جذب مخاطب در حال واحوال نامساعد این روزاهای ادبیات نمایشی باشد.جایی که حمیدرضا نعیمی به خوبی و بسیار دقیق و کارشناسانه از این مهم به بهترین شکل ممکن اینبار دراقتباسی از رمان « شوایک سرباز ساده‌دل نوشته یارسلاو هاشک؛ نمایش مانیفستی را روایت می کند؛ شوایک سربازی است که در دل جنگ به دنبال صلح می گردد؛ فردی ساه لوح که به قول خودش بخاطر شیرین عقل بودنش حتی از سربازی معاف شده به صورت کاملن ناخواسته به میان جنگی می رود که چیزی از آن نمی داند و حالا این شوایک شیرین عقل است که در دل این جنگ به دنبال صلح می گردد.

۱۳۹۶۰۷۲۶۱۶۰۵۵۱۶۱۳۱۲۲۶۲۹۱۴

حمیدرضا نعیمی نویسنده و کارگردان نمایش شوایک گویی به درستی فکر همه چیز را کرده است؛ چه دراقتباس درست و چه در نوشتار همه چیز را بر اساس یک تضاد درست و یا شاید یک گروتسک صحیح ساخته است؛ در لایه لایه های طنازانه و گاه کمدی این اثر به وضوح می توان به عمق فاجعه های انسانی پی برد و در واقع این شوایک است که در این میان گاهی می توان گفت که دیگر نه تنها شیرین عقل نیست بلکه عاقل ترین این جمع خود شوایک است زمانی که کشیش در ظاهر ماجرا  برای سربازان دعای خیرمی خواند ولی به وضوح از فاجعه و گندی به نام  قدرت اندوزی و سودجویی می گوید که خود نیز در آن گرفتار است،و در این جنگ این قدرتمندان هستند که سود می برد و این سربازان هستند که جان می دهند، عشق می بازندو فنا می شوند.

۵۴۴۶۵۴۶۵۴۲۳۲

شخصیت پردازی ها همگی به درستی صورت گرفته؛ بازی خوب امیر حسین رستمی و حامدکمیلی قابل قبول هستند درواقع بازی ها همگی یکدست و درست است و آنچه در بازی بازیگران بیشتر از هرچیزی در طول دوساعت و نیم اجرای این نمایش  جدای از رقص های موزیکال و استفاده  نمایشی از گروه بازی سازان و گاه آواز خوانی ها و … مخاطب را با خود همراه می کند بازی بی نقص فرهاد آئیش در نقش شوایک است؛قهرمانی که گروتسک طنز تلخ رابه خوبی ودقیق اجرا می کند و حمیدرضانعیمی است که در مقام نویسنده و کارگردان شوایک ساده دل را دربین  مردمانی  قرار داده که شادندو حماسه اندوه خود را در ترانه‌هایشان بازگو می‌کنند.و در عمق این ها همگی فجایعی نهفته وجود دارد که لایه لایه های آن بوی خون و بوی جنگ و منفعت طلبی و زر اندوزی قدرت طلبان را فریاد میزند که این موضوع نیز در میزانسن ها و در طراحی صحنه که بیشترتاکید دراستفاده از عمق صحنه که ترکیبی به صورت لایه لایه داربه کار گرفته شده است.استفاده از یک توپ غول پیکر وقرص کامل ماه که نشان از تاریکی شب که القاء کننده  دوران تاریک و سیاه از یک جنگ عظیم  است بیانگر یک دکور مینی مالیستی از رضا مهدی زاده طراح صحنه این نمایش است.بازی خوب مهران رنج بر در نقش سربازی که دراوج عشق ناگهان به نفرت می رسد و در نهایت خودو فرمانده اش (حامدکمیلی)را  می کشد در انتهای این داستان می تواند تمام شوخی های این نمایش را یک جا جدی تلقی نماید؛شوخی هایی که کم کم جدی می شوند و حمید رضا نعیمی در این نمایش شوخی های شوایک را که وسوسه قدم زدن در خیابان های پراگ وفروش سگ هایش رادر ذهن داردو در طول داستان مانیفیستی از صلح است،تبدیل به تراژدی تلخ اما قابل تاملی می کندو این را به مخاطبش می گوید که  شوایک شیرین عقل در واقع عقل کل این جماعت بود.در واقع می توان دراین برهه کمبود نمایشنامه خوب و ادبیات ضعیف نمایشی تئاتراین نمایشنامه اقتباسی حمیدرضا نعیمی را به چون نمایشنامه ای قابل تقدیر دانست که به درستی دین خود را به صحنه و بازیگرانش ادا کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *